سوشیانت
سوشيانت
زخمي منتشرم
و تني هزار تكه، از برج خاموشان
من از هزار توي ترديد به مرگ خنديدم
كه باكره ي هزاره ي سوم نازا بود
و فراسوي زندگي چيزي نبود جز ظلمت ابدي
من همان تعبير روشن تاريكي هستم
وحالا من تنها ….. نه …..
آخرين نجات دهنده ي انسان هستم
((عدالت زارعیات))
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۷ ق.ظ توسط نصیر رضائی نژاد
|
سکوت آب میتواندخشکی باشد