تبليغاتX
ربکا13
 
ربکا13
 
 
من درد مشترکم مرا فریاد کن
 

با سلام خدمت همه دوستان عزیز دوباره فرصتی دست داد تا خودم به روزش کنم از عزیز دلم کیوان هم متشکرم که همیشه به این وبلاگ سر می زد و به روز می کرد .

با دوتا غزل یکی از خودم و اون یکی از کیوان به روز می کنم .

<<کسي که به او مديونم>>

 

زنگ  ، مادر و دنيا گشت دور سر او

اونبود و خبر را گفت هم سنگر او

مادر آهسته برگشت چشمهايش پر از اشک

حسرتش اين که آيا غسل شد پيکر او ؟

يک چفيه پر از ياس بوي گلهاي پرپر

جانمازي که خيس از چشمهاي تر او

چند خط ، يک وصيت يک پلاک شکسته

يادگاري که ماند از خون و خاکستر او

مهر تسبيح و قرآن خاطره شعر امضاء

از صداي گلوله پرشده دفتر او

عکسهاي قديمي نامه هاي صميمي

مرحمي شد براي گريه مادر او

بر تابوت او را روي بال و پر من

مانده حالا مزاري زير چشم ترمن



بر تابوت او را روي بال و پر من

مانده حالا مزاري زير چشم ترمن

بمب پيمان ما را زد به هم پشت سنگر

رفت بي من شبانه نيمه ديگر من

جيغ ، آژير قرمز حمله هاي هوايي

نيست از تو صدايي لاله ي پرپرمن

صبح آمد و ديدم پاره پاره تنت را

نارفيقانه رفتي ناگهان ياور من

از شب بمب باران خاطرات پريشان

باز دود غليظي مانده در باور من

کاش من هم بميرم  بشکنم عهدمان را

کاش اين گريه مي شد گريه آخرمن



زنگ  ، مادر و دنيا گشت دور سر او

اونبود و خبر را گفت هم سنگر او

 

و غزل کیوان

خشکیده

 

تمام  سيبهاي من  ته زنبيل خشكيده

درعمق چشمها آيينه وقنديل خشكيده

كدا م آفت به جان شالي سر سبزمان افتاد؟

كه حتي قلب مرد يكه تاز گيل خشكيده

زمين سبز ما روزي پراز هابيل بود وعشق

ببين خورشيد پشت اينهمه قابيل خشكيده

صميمي ترنگاهم كن خداي من ترك خوردم

مگر اعجاز در دستان مرد نيل خشكيده

رسول ابرها اينجا  سرود ناودانها را

بخوان ديگر فانزلنا من ال... جبريل خشكيده

ومن مي مانم واين چشمهاي بغض داروغم

ولي شايد خداي آيه ي تنزيل خشكيده 

راستی نظر یادتون نره .

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 7:48  توسط نصیر رضائی نژاد  | 
 
  بالا